logo-mini

گزیده ای از کتاب “شگردها، امکانها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان”

ه‍وب‍رت‌ ش‍لای‍ش‍رت‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ح‍م‍درض‍ا ن‍ی‍ک‍ف‍ر.
ت‍ه‍ران‌: طرح‌ ن‍و‏‫، ۱۳۸۰.‬

ع‍ن‍وان‌ دی‍گ‍ر: آی‍ا ب‍ا ی‍ک‌ ب‍ن‍ی‍ادگ‍را ب‍ح‍ث‌ ک‍ردن‌ م‍ی‍س‍ر اس‍ت‌؟ (درآم‍دی‌ ب‍ر روش‍ن‍گ‍ری‌).

یک اصل محبوب همه متعصبان، که در قالب یک دوراهه تقریر می شود، چنین است :« هر که با ما نیست، برماست». در این گزاره به عمد اینکه امکان سومی نیز وجود دارد در نظر گرفته نشده است، امکان بی تفاوتی و بی علاقگی نسبت به آموزه ای که خود را معیار گذار می کند.

.

کاستلیو، انسان باور بازلی سده شانزدهم، این گونه از مدارا دفاع می کرده است:
« در این باره که زندیق کیست بسی پژوهش کردم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که: زندیق کسی را می گوییم که نظری جز نظر ما دارد. برای روشن شدن موضوع کافی است توجه کنیم که کمتر فرقه ای (که امروزه تعدادشان بی شمار است) وجود دارد که دیگران را به زندقه متهم نکند. موضوع آن سان حاد است که تو، که در این شهر پاکدین به شمار می آیی، ممکن است در شهر دیگری بددین خوانده شوی. بنابراین کسی که امروزه بخواهد در آرامش بزید، باید به شمار شهرها و فرقه ها، دین داشته باشد.

.

در مانیفست کمونیست این جمله مشهور آمده است :« ایده های چیره در هر دوره ای همواره فقط ایده های طبقه چیره در آن دوره بوده اند»
این سخن برنهشتی همه جا روا درباره پیدایش تاریخی ایدئولوژی ها (پدیده های روبنایی) بر بنیاد منفعت های مادی (منفعتهای طبقاتی) است. این برنهشت در نهایت می گوید که نیازی به درگیری فکری با محتوای این ایدئولوژی ها وجود ندارد، زیرا پیدایش و مرگ آنها پیرو پیدایش و مرگ حامل های طبقاتی آنها هستند.

.

موضوع بحث میان ذهن های “بسته” و “آزاد” درستی یا نادرستی یک آیین است. مدافعان آن آیین به جای استدلال درباره حقیقت آموزه شان، این موضوع را برجسته می کنند که آیین آنها قدمت دارد و در راه آن شهید داده شده است.
نیچه اصل مبنایی این گونه دفاع را یان چنین آشکار می سازد: آنچه دیرزمانی است که وجود دارد، مفید است و در راه آن فداکاری شده است، حقیقت دارد. در این میان برخی روشنگران نمی دانند به نفع چه یا علیه چه باید استدلال کنند. روشنگر باید این چنین اصل هایی را پر توان پس زند، اما نیکوتر آن است که آنها را نادیده گیرد و یکسر به پرسش درستی یا نادرستی آن آیین بپردازد. ولی پیش می آید که روشنگر در دام افتد و بکوشد به این کار کاملا زائد پردازد که ثابت کند روشنگری نیز تاریخی دراز دارد، بهره آور است و شهیدان خود را دارد. دستاورد این کار هیچ است.
تا سخن به موضوع شهادت کشد، آیین بسته دیگر هراسی ندارد، زیرا دیگر نادرستی آن موضوع بحث نیست. خطای روشنگر در چنین بحثی در این است که تفکیک نمی کند و می کوشد تنها برنهشت های اندکی از موضع حریف را موضوع بحث قرار دهد تا بحث پایه مشترکی داشته باشد.

.

هر کس در منجلاب افکنده شود، به سختی می تواند خود را بپالاید. اثبات این که ما فلان کار را نکرده ایم و یا فلان کار در اصل صورت نگرفته است، از نظر منطقی بس مشکل است.
… او هر چه بیشتر انکار کند، موضوع بیشتر دهان به دهان می چرخد و در آخر همه می گویند که حتما چیزی در کار بوده است: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! همواره وصله ای چسبانده می ماند.
هر کس به دفاع از خود برخیزد، خواه ناخواه به بحثی تن داده که حریف زمینه آن را چیده است. اما متهم مگر چاره ای جز دفاع از خود دارد؟ شاید بتوان اتهام های مشخص را پس زد، امابا اتهام های کلی و مبهم، مثلا این که یهودیان در خفا نان مقدس عشای ربانی را می آلایند و خون می آشامند، چه می توان کرد؟
چاره شاید در به سخره گرفتن منبع این شایعه ها و استفاده از استدلال شخصانی باشد.
بهترین چاره پاتکی پرتوان و همه جانبه است، تا توجه به سوی دیگر جلب شود. این نه یک حقه بازی، بلکه تنها تمهید مناسب با موقعیت است. به شایعه های بی دلیل به سختی می توان با آوردن دلیل پایان داد.

.

اگر دولت فرمان دهد که سروران دین هر چه مال اندوخته اند، پس دهند، آنان نباید فغان برآورند، زیرا این کار نشان علاقه به روحانیت است و آنان را وا می دارد پرهیزکار باشند و بنابر حکم دین ثروت این جهان را خوار شمرند.

.

اندیشه ورزی های تاکنون ما پیاپی نشان داده اند که میان مومن و منتقد وی از نظر منطقی کمابیش حالت برابری تسلیحاتی بر قرار است. خداناباور در جدل همانند خداباور دچار تنگنا می شود، قضیه ای که عکس آن نیز رواست.
اما از سوی دیگر روشنگر به لحاظ منطقی به هیچ رو بیچاره تر از حریف نیست. مشکل او خصلت حریفی است که در برابر او ایستاده است. ماهیت و امتیاز ایمان این است که به استدلال متکی نیست؛ و آن چیزی را که بر استدلال متکی نیست، نتوان با استدلال پس زد؛ اما می توان با آن لرزه بر پیکرش افکند، زیرآبش را زد و پایه اش را سست کرد.
.

عارضه ی کوکاکولا
در یک آگهی تبلیغاتی به سال ۱۸۸۶ درباره نوشابه ی گازداری که هنوز شناخته شده نبود، چنین آمده است:
« کوکا-کولا: گوارا، فرح بخش، هیجان زا، نیروبخش. این نوشابه گاز دار تازه و همه پسند دارای خاصیت گیاه اعجاب اور کوکا و دانه های معروف کولا است.»
تبلیغ درست بود. نوشابه ی جدید واقعا در آغاز با عصاره گیاه کوکا ساخته می شد. پساتر اما پی بردند که این ماده مخدر است. به تولید نوشابه ادامه دادند، بدون آن ماده. ولی نام آن باقی ماند.
دین ها و ایدئولوژی های که دیرزمانی در جهان پابرجا بمانند، دچار همین عارضه می شوند؛ بی سر و صدا جزمیات خود را کنار می گذارند. مصلحت آن می دانند که از برخی از حکم های جزمی، دیگر مطلقا حرفی نزنند و اگر هم مجبور شوند، از آنها تعبیری استعاری به دست می دهند، بی ضررشان می سازند و مه آلودشان می کنند.
.

.

نیچه :« تندترین انتقاد بر یک فرد یا کتاب برنگاشتن آرمان وی است»

.

امروزه به عنوان نمونه در آلمان کاتولیک ها و پروتستان ها همزیستی مسالمت آمیزی دارند، بی آنکه لزوما نسبت به پیشینیان خود در دوره ی جنگ های سی ساله اخلاقی تر و فرزانه تر شده باشند.
چگونه است که ایدون صلح مذهبی برقرار است، بی آنکه نیازی به رساله های تبلیغ مدارا باشد؟
صلح مذهبی ای که اینک ما از آن بهره مندیم، دستاورد روشنگری است. این صلح پایدار است، چون صلحی غیر مذهبی است.

.

چه فرقی وجود دارد میان آتشی که دستگاه ایمان پرسی برای کباب کردن انسان ها برپا می کرده با آتشی که گویا آدمخواران برای پختن غذایشان که گوشت آدمیان بوده است بر می افروختند؟

.

 


نظر بدهید